مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
824
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
هنگام آشوب بايد آرامش گزيد و آدمى بايد از آن بندگان خدا باشد كه كشته مىشود نه از آنها كه مىكشند . » و ايشان اين حديث را چنان تأويل كردند كه مقصود وى ايشاناند و شورش ايشان را تخطئه مىكند . پس او را كشتند و شكم همسرش را دريدند و زنان و كودكانى را كشتند . على به جنگ ايشان بيرون آمد و گفت : كشتگان برادران ما را به ما دهيد تا شما را رها كنيم و ايشان نپذيرفتند و بر او شوريدند و على آمادهء كارزار ايشان گرديد و مسلمانان را به پيكار با ايشان فرا خواند . در نهروان با ايشان جنگيد و ده هزار تن از ايشان كشته شدند . مخدج ذو الثديه [ 1 ] ( پستاندار ) به زير پلى رفته بود و از سقف پلى آويخته بود . على گفت : « به جستجوى او بپردازيد . به خدا سوگند كه پيامبر خدا راست گفته است . » پس استر شيهه كشيد . نگاه كردند ديدند كه وى در زير پل است او را بيرون آوردند . و كشته شد . عبد الله بن وهب پيش از جنگ بازگشت كرد و مسعر بن فدكى به بصره رفت و ابو مريم سعدى به شهر زور رفت و فروة بن نوفل به بند نيجين و هم اوست كه گويد - و از اينجا بود كه مذهب خوارج در زمين استوار گرديد - : ما خوش نداشتيم كه خونى محترم ريخته شود / و چه مايه تفاوت است ميان حلال و حرام . / و در آنچه . . . [ 2 ] سخنى گفتيم / پناه بر خدا از قيل و قال / ما با هر كه به جنگ ما آيد پيكار مىكنيم / به حكم خداوند خرسنديم ، نه به حكم مردمان / از ابو الحسن على جدا شديم / و در شبهاى ديگر هيچ بازگشتى نيست / و در كتاب خداوند ، عمرو ، داورى كرد / و همچنين آن اشعرى گمراه . و از ايناناند « ازارقه » ياران نافع بن ازرق كه هر كس از مردم آهنگ لشكر او كرد از وى بيزارى مىجست [ 3 ] . اما بيهسيّه ، اين گروه ياران ابى بيهس هيصم بن جابراند [ 4 ] ، كه جهان را جايگاه شرك مىدانست و خون اهل قبله ( مسلمانان ) را حلال مىشمرد و از دست حجاج به مدينه گريخت و كاردار وليد بن عبد الملك او را گرفت و دستها و پاهايش را بريد . اما ميمونيّه ، اين گروه ازدواج با دختران پسر و دختران دختر و دختران فرزندان
--> [ 1 ] رجوع شود به فرق الشيعه ، ص 6 . [ 2 ] افتادگى دارد . [ 3 ] رجوع شود به مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 86 كه گويد : « و الذي احدثه البراءة من القعدة و المحنة لمن قصد عسكره و اكفار من لم يهاجر اليه » و رجوع شود به ملل و نحل شهرستانى ، ج 1 ، ص 210 . [ 4 ] در الفرق بين الفرق ، ص 64 : ابن بيهس هيصم بن عامر . براى تفصيل عقايد ايشان رجوع شود به مقالات الاسلاميين .